تبلیغات
story city - مخصوص اجی ماهانای گلم
 
story city
 
 
دوشنبه 22 مرداد 1397 :: نویسنده : darya♥


صفحه ی 51


زیبا او را از آغوش جدا کرد و گفت : امروز می برمت دریا. مامانو که برسونم خونه میام دنبالت.


پانیذ ترسیده سرش را تکان داد و دفترچه ی کوچکش را بیرون آورد و نوشت : 

رامبد نمی زاره گفته از خونه نرم بیرون.

-  رامبد غلط کرد مگه می خواد تارک دنیالت کنه؟خودم می برمت می خوام ببینم کی جلومو می گیره؟

ترس خانه کرد در آن دو زمرد و لبخند اطمینان نشست بر لب های زیبا و این سرآغاز شروعی بود که رامبد را نمی دانست چه می شود؟ زیبا با اکراه به تنها نگاه کرد و گفت: ازش خوشت میاد؟؟اونم به کلاغ؟

پانیذ لبخند زد و نوشت: 
دوسش دارم عین من تنهاس

بغض گلو فشرد برای زیبا برای این معصومیتی که مانندش نه به چشم دیده بود نه گوشی برای شنیدن.

بوسه ای پر عشق روی گونه اش نثار کرد و گفت: میرم یه آژانس بگیرم مامانو راهی میکنم می ترسم  برم این مردک از موقعیت سو استفاده کنه اماده باش  تا بیام.

مانتو سفیدتو بپوش خیلی خوشگل میشی باهاش.

پانیذ لبخند زذ و زیبا بلند شد و از اتاق بیرون رفت . صدای صحبت مادرش با رامبد به گوش می رسید. از پله ها سرازیز  شد .

نادیده گرفت رامبد لبخند به لب و نگاه پر تمسخرش را و رو نهاد به مادرش و گفت: مامان من جایی کار دارم براتون آژانس می گیرم.


رباب چشم ریز کرد با نگاهی مشکوک پرسید: کارت چیه؟

از این مواخذه های عذاب اور بدش می امد. به تلخی گفت:

بعد که برگشتم خونه توضیح میدم براتون الان اماده شین تا  زنگ بزنم.


ربات هنوز مشکوک بود اما اصرار برای دختری که خود برای غرور تربیتش کرده بود بی فایده بو. زیبا زنگ زد و ماشینی فوری خواست.

که قطع شد رامبد عمه اش را برای رفتن بدرقه کرد و زیبا  به سوی پانیذ برگشت . پانیذ شیک پوش در مانتوی سفید و شال قرمز رنگش در حالی که رژ کمرنگ صورتی رنگی لب هایش را نما داده بود با لبخند در اینه مشغول درست کردن موهایش بود.

سوتی کشید و گفت: 

اخ که چقد دل ببره این خوشگل دختر

پانیذ خندید و به طرف زیبا چرخید و با دست به خود اشاره کرد و نظر زیبا را پرسید که زیبا گفت:

- کم اوردم جلوت بیام خواستگاریت قبول میکنی؟










نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 22 مرداد 1397 03:24 ب.ظ
عاشق جمله ی آخرم
darya♥ اره خیلی باحال بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : Nastaran
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :