تبلیغات
story city - مخصوص اجی ماهانای گلم
 
story city
 
 
چهارشنبه 24 مرداد 1397 :: نویسنده : darya♥


صفحه ی 59


ضربان گرفتن قلب ترسیده اش یادآور گنجشک زندانی در قفس شد برای ازادی و رهایی از این خوفی زندان !

اما کم اوردن در مقابل این مرد جسور و بی پروا گناه بود در ساحتش !

رامبد نیش خندی زد و گفت: شما بزار خیالت از ملک و املاک پانیز راحت بشه و بعد نون خور اضافه کن جناب رستمی.

این جناب های اخرجمله حرص دادن جریف بود در این میدان ساحیلی ارام !

فرامرز لبخند زد و گفت: چشمم گرفته دخترمو برا تو که نباید مسئله ای باشه؟اینجوری فکر نمی کنی؟

طعم حرص چشیدن بدتر از وزوز زنبود کنار گوشش بود.تمام سعیش را جمع کرد تا خونسرد وآرام باشد. نقاب زدن هم نعمتی بود برای پنهان کردن عصبانیتی طوفانی !

- ترجیح میدم برم و شما رو با دنیای خیالاتتون تنها بزارم. اینجوری انگار راحت تر هستین جناب.

فرامرز دستی به موهای جوگندمی خاصش  کشید و گفت:

فعلا که تو خیالات ورت داشه جوون. اما یادت باشه اون دختر سهم منه.

رامبد پوزخندی تلخ نثارش کرد و بدون خداحافظی تنهایش گذاشت در حالی که ترس چون خفاشی ترسیده از آفتاب در قلبش لانه گرفته بود...

پانیذ خود را به اتاقش رساند که صدای هراس آور رامبد بانگ در گوشی زد که دیگر عادت کرده بود به این  ناخوشایندی !


با قلبی ضربان گرفته ایساد و برگشت روبروی مردی پر از ابهت !

رامبد چشم عقاب کرد برای ترساندنش و گفت: امروز آخرین باریه که میری بیرون تحمل سر پیچی هاتو ندارم پس رعایت کن تا بلایی سرت نیوردم که هفت چشم پشیمون بشی .

پانیذ صامت نگاه دوخته بود به ان میشی های عقاب شده و ترس را در نی نی سلول هایش ذخیره کرد و سر تکان داد.
برای تایید حرفی که زندانی شدنش را به ارمغان می اورد. رامبد کمی به سویش خم شد زل زد به ان زمردهای نایاب و گفت:

- همیشه زیبا نیست که به دادت برسه پس تا وقتی ور دل منی و دارم تحملت می کنم مثل بچه ی آدم رفتار کن تا هردومون آسایش فکر داشته باشیم ...

پزوخندی زد و گفت: شیر شدنتم بزار واسه وقتی پات از این خونه شکر خدا کم شد. تا وقتی سربارمی سعی کن جوری باشی که فک نکنم غیر از سربار بودن یه مزاحم به تمام معنایی که از این خونه پرت بشی بیرون.














نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 24 مرداد 1397 01:47 ب.ظ
مرسی گذاشتی
بقیشو از یه فرمت میخونم
darya♥ اها باشه اجی جونم فدات
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : Nastaran
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :